I R A N T R A N S L A T O R
Info@irantranslator.ir

ایران مترجم

ترجمه انگلیسی به فارسی

ترجمه فارسی به انگلیسی

ترجمه تخصصی کتاب

ژورنال-ترجمه تخصصی پزشکی

ترجمه تخصصی مقالات دانشجویی

ISI ترجمه تخصصی مقالات

...درج مقالات تخصصی زبان انگلیسی

استخدام مترجم از سراسر ایران

0930-7410661
0921-2950073
بخش مشتری بـخش مترجم
IRANTRANSLATOR.IR

اصطلاحات مهم عامیانه زبان انگلیسی


توسط در تاریخ 14 سپتامبر 2016


اصطلاحات مهم عامیانه زبان انگلیسی

در این مقاله سعی برآن بوده است که شما را با بخش دیگری از مهترین عبارات و اصظلاحات مهم عامیانه در زبان انگلیسی آشنا سازیم همچنین شما می توانید جهت آشنایی بیشتر با این عبارات  مقالات قبلی سایت مشاهده نمایید.

 

back and forth

رفت و آمد , رفت و برگشت

She travels back and forth between London and Glasgow

او بین لندن و گلاسگو در رفت آمد است.

behind sb’s back

پشت سر کسی

Don’t talk about Mary behind her back

پشت سر مری حرف نزنید.

take a back seat

تصمیم گیری ها را به دیگری واگذار کردن, خود را کنار کشیدن

This is a country where women usually take a back seat

اینجا کشوری است که زنان معمولا خود را کنار می کشند.

(تصمیم گیری ها را به مردان واگذار می کنند.)

pack one ‘s bags

بار سفر را بستن , (کسی یا جایی را ) ترک کردن

Why don’t you pack your bags and find another job

چرا بار و بندیلت را نمی بندی بروی یک کار دیگر پیدا کنی؟

rise to the bait

واکنش نشان دادن

Their behavior may seem insulting , but it’d important not to rise to the bait and get cross

رفتار آنها ممکن است توهین آمیز باشد اما مهم این است که واکنش نشان ندهی و عصبانی نشوی

keep the ball rolling

تداوم چیزی را حفظ کردن

During the meeting he kept the ball rolling by asking interesting questions

در طول جلسه با سوال های جالب خود تداوم بحث را حفظ کرد.

lay sth bare

چیزی را آشکار کردن, نمایان کردن

The investigation laid bare a million-dollar embezzlement

تحقیقات از یک اختلاس یک میلیون دلاری پرده برداشت.

drive like a bat out of hell

مثل دیوانه ها رانندگی کردن

I drove like a bat out of hell to the hospital

مثل دیوانه ها تا بیمارستان رانندگی کردم

be in bed with sb

با کسی همدست بودن , دست کسی با کسی دیگر در یک کاسه بودن

The newspaper editor is obviously in bed with the president

معلوم است که دست سردبیر این روزنامه با رئیس جمهور در یک کاسه است.

get the better of

غلبه کردن بر , پیروز شدن بر

She didn’t allow her emotions to get the better of her

او نگذاشت که احساساتش بر او غلبه کند.

Think better of sth

منصرف شدن , تجدید نظر کردن

She was on the point of waking him up again, but then thought better of it

می رفت که او را بیدار کند ولی منصرف شد.

 

 

 

دیدگاه بگذارید

2 Comments on "اصطلاحات مهم عامیانه زبان انگلیسی"

avatar
  Subscribe  
newest oldest most voted
Notify of
Mohsen
Guest

اصطلاحات عالین.تشکر از سایت شما برای مقالات خوبتون. راجع به هرچی که میخواستم مطلب نوشتین.سپاس


آدرس : البرز - فردیس - کانال غربی - خیابان تابان - کوچه یاس 2 - ساختمان چکاوک - واحد 6
0263-6547306
Copyright © 2016, ierfan/Ehsan Designed by Infinity Web Design