sSlide thumbnail

ثبت نام مترجم

ثبت نام مشتری

0930-7410661

0921-2950073

[email protected]

GriffithPark_EN-US9871772537_1366x768Slide thumbnail

ایران مترجم

برای اولین بار در ایران ترجمه فایل ویدیویی و صوتی

جدید

ترجمه فایل های دانشجویی

مقالات

ترجمه فــــوری

ثبت سفارش آنلاین

GGBView_EN-US13600964615_1366x768Slide thumbnail

کیفیت هرگز از مد نمی‌افتد

شرایط استخدام


اصطلاحات مهم انگلیسی در مورد خرید(بخش دوم)


توسط در تاریخ 02 دسامبر 2017


در مقاله قبلی دیدیم که چطور می توان با اصطلاحات مختلف در مورد خرید ارزان یا چانه زنی در هنگام خرید استفاده کرد. بعضی مواقع شرایطی پیش می آید که احساس می کنیم جنس مورد نظر ما بسیار گران است. در انگلیسی عبارت هایی وجود دارد که می توان با آن ها در این باره صحبت کرد, که در ادامه به آن ها خواهیم پرداخت.

common English Vocabulary for Talking about Expensive Prices

لغات رایج انگلیسی برای صحبت در مورد قیمت های گران

 

 

 

overpriced

بیش از حد قیمت داشتن, گران

بعضی مواقع پیش می آید که شما به چندین فروشگاه رفته اید و جنسی مدنظر شما است اما آن جنس در جاهای مختلف با قیمت های متفاوت به فروش می رسد. برای مثال شما می خواهید یک پیراهن بخرید که یک فروشگاه آن را به قیمت 3 دلار می فروشد ولی در جای دیگر همان پیراهن با قیمت 6 دلار به فروش می رسد. در این شرایط می توان گفت که فروشگاه دوم جنس مورد نظرمان را گران می فروشد که از عبارت بالا می توان استفاده کرد.

 

چند مثال دیگر:

.Don’t buy that couch here, it’s way overpriced. I think you can find a cheaper couch elsewhere

اون نیمکت را از اینجا نخر.بسیار گران است. فکر می کنم بتونی از جای دیگر ارزان تر شو پیدا کنی.

.groceries at Whole Foods are kind of overpriced. You can find the same things at Safeway and they cost less

مواد غذایی در فروشگاه های محصولات ارگانیک تاحدی گران است. می توان همان مواد غذایی را در سوپرمارکت ها با قیمت ارزان تر پیدا کرد.

. I like this winter coat, but it’s overpriced. I saw the same coat somewhere else and it was 50% off

 این کت زمستانی را دوست دارم. ولی خیلی گرانه. در جایی دیگر همین کت را دیدم که با 50 درصد تخفیف به فروش می رسید.

The food at the new Italian restaurant is good but overpriced. There’s a pizza place nearby that has the same quality food for half the price

غذا در این رستوران جدید ایتالیایی خوب است ولی قیمت غذاها بالا است. یک پیتزا فروشی همین نزدیکی ها است که غذاهای آن به خوبی این رستوران است ولی قیمت غذاهای آن نصف اینجا است.

 a rip off

کلاه برداری , قیمت بسیار گران

این عبارت معنایی مشابه با عبارت بالا دارد. هنگامی که احساس می کنی چیزی بسیار گران است و قیمت آن نا عادلانه است می توانیم از این عبارت استفاده کنیم.

به طور کلی هنگامی که از این عبارت استفاده می کنیم, احساس می کنیم کسی دارد ما را فریب می دهد و از این قضیه ناراحت و عصبانی هستیم.

برای مثال:

.These t-shirts are a rip off. Who wants to pay $90 for a simple t-shirt

این تی شرت ها خیلی گرانه. چه کسی برای یک تی شرت ساده 90 دلار پول میده.

.Airplane fees are such a rip off. I shouldn’t have to pay to check my suitcase

هزینه های هواپیمایی مانند گوش بری(کلاه برداری) است. من نباید مجبور باشم برای بازرسی چمدان خود پول بدم.

همچنین می توان از rip off به صورت فعل نیز استفاده کرد. اگر کسی شما را مجبور کرد که برای چیزی بیش از قیمت واقعی آن بپردازید شما می توانید از این عبارت استفاده کنید. در واقع این عبارت (به صورت فعلی) به معنی سر کسی کلاه گذاشتن می باشد.

مثال:

.The taxi ride should have cost $10, but the driver ripped me off. He charged me $20

کرایه تاکسی باید 10 دلار می شد. ولی راننده تاکسی سر من را کلاه گذاشت. او 20 دلار از من پول گرفت.

. I tried to bargain for this souvenir, but I still think I paid too much. The vendor definitely ripped me off

من سعی کردم برای خرید این سوغاتی چانه بزنم, ولی هنوز فکر می کنم برای آن مبلغ زیادی پرداخت کردم. آن دستفروش قطعا سر من کلاه گذاشته است.

.Really? You paid $50 for a pair of fake sunglasses? That shop ripped you off

واقعا؟ برای یک عینک دودی تقلبی 50 دلار پول دادی؟ آن مغازه سر تو کلاه گذاشته است.

STINGY

خسیس

همیشه اینطور نیست که فروشنده ها اجناس خود ار با قیمت گران بفروشند. بعضی مواقع پیش می آید که جنس مورد نظر شما با قیمت عادلانه ای بفروش می رسد ولی شما مایل نیستید مبلغی بابت آن جنس پرداخت کنید.

اگر کسی چیزی مدنظرش است و باید آن را خریداری کند ولی از خرید آن خودداری کند می توان از کلمه بالا برای آن شخص استفاده کرد.

برای مثال:

.Don’t be stingy. You should spend more than $5 on your mom’s birthday gift

خسیس نباش. تو باید بیشتر از 5دلار برای تولد مادرت خرج کنی.

.My new boyfriend is so stingy—he never gives enough for tip at restaurants

دوست پسر جدید من بسیار خسیس است. او هرگز در رستوران ها به اندازه کافی انعام نمی دهد.

.I don’t want to be stingy on this vacation. I want to go out to nice restaurants and stay in a comfortable hotel

من نمی خواهم در این تعطیلات خسیس باشم.می خواهم به رستوران های خوب برم و در هتل های لوکس اقامت داشته باشم.

در این دومقاله توضیح دادیم که چگونه می توان از عبارت های انگلیسی در شرایط مختلف در هنگام خرید استفاده کرد.

برای مشاهده بخش اول مقاله ( خرید با قیمت ارزان) در اینجا کلیک کنید.


آدرس : البرز - فردیس - کانال غربی - خیابان تابان - کوچه یاس 2 - ساختمان چکاوک - واحد 6
0263-6547306
Copyright © 2016, ierfan/Ehsan Designed by Infinity Web Design