I R A N T R A N S L A T O R

ایران مترجم

ترجمه انگلیسی به فارسی

ترجمه فارسی به انگلیسی

ترجمه تخصصی کتاب

ژورنال-ترجمه تخصصی پزشکی

ترجمه تخصصی مقالات دانشجویی

ISI ترجمه تخصصی مقالات

...درج مقالات تخصصی زبان انگلیسی

استخدام مترجم از سراسر ایران

0930-7410661
0921-2950073
بخش مشتری بـخش مترجم
IRANTRANSLATOR.IR

مهم ترین اصطلاحات مربوط به زمان در انگلیسی


توسط در تاریخ 31 مه 2016


مهم ترین اصطلاحات مربوط به زمان در انگلیسی

در این مقاله می خواهیم برای شما مهم ترین و پرکاربردی ترین اصطلاحات انگلیسی در مورد زمان را باذکر مثال بیاوریم.امیدواریم این مقاله مورد پسند شما عزیزان قرار گیرد.

time_idioms_alarm-clock-590383_640

 

:idioms related to time

 

:at times

بعضی مواقع

مثال:

?do you like your job

شغلت را دوست داری؟

not really.its too hard. at times i regret that i have chosen this job

راستش نه.خیلی سخت است.بعضی مواقع از اینکه این شغل را انتخاب کردم پشیمان می شوم.

:in advance

از قبل, پیشاپیش

مثال:

we made reservations in advance

ما از قبل جا رزور کردیم

:once and for all

یکبار و برای همیشه

مثال:

im asking you once and for all

من یکبار و برای همیشه ازت می پرسم

:time will tell

زمان نشان خواهد داد

مثال:

who knows what the future will bring.time will tell

کی می داند که در آینده چه خواهد شد. زمان به ما نشان خواهد داد.

?will your brother be ok

آیا حال برادرت خوب خواهد شد؟

I don’t know. only time will tell

نمی دانم. زمان به ما نشان خواهد داد.

:turn back the clock

زمان را به عقب بازگرداندن

مثال:

we are going to turn back the clock with some movies from the 1980s

با تماشای چند فیلم از دهه ی 80 می خواهیم زمان را به عقب بازگردانیم(یادی از گذشته کنیم)

:in the nick of time

در آخرین لحظه

مثال:

she decided to go in the nick of time

او در آخرین لحظه تصمیم گرفت برود

we got there just in the nick of time

ما درست به موقع(در آخرین لحظه)به آنجا رسیدیم

:keep up with the times

با زمان جلو رفتن

مثال:

times have changed and you must keep up with the times

زمانه عوض شده است و باید با زمان جلو رفت

:make up for lost time

جبران کردن گذشته

مثال:

I didn’t travel much in my twenties but im making up for lost time

من در جوانیم(بیست تا سی سالگی)زیاد سفر نکردم ولی الان دارم گذشته راجبران می کنم.

:as time goes by

باگذشت زمان

مثال:

I got injured last week.as time goes by im getting better and better

هفته قبل صدمه دیدم. با گذشت زمان بهتر و بهتر می شوم.

:round the clock

شبانه روزی

مثال:

round the clock health services

خدمات درمانی شبانه روزی

:be on schedule 

طبق برنامه پیش رفتن

مثال:

im study so hard. i think im exactly on schedule

من به سختی درس می خوانم. فکر می کنم دقیقا طبق برنامه پیش می روم.

:behind the schedule

از برنامه عقب بودن

مثال:

I think we need a extra session.we are two chapter behind the schedule

فکر می کنم به یک جلسه جبرانی نیاز داریم. ما دو فصل از برنامه عقب هستیم.

:in due course

در موعد مقرر

مثال:

the reason will become apparent in due course

دلایل در موعد مقرر مشخص خواهد شد

:on the spot

 فورا

مثال

I offered him the job when he came for an interview,and he accepted the offer on the spot

هنگامی که او برای مصاحبه آمد من به او این شغل را پیشنهاد دادم و او فورا پیشنهاد مرا پذیرفت.

:its about time

سرانجام,بالاخره

مثال:

.its about time you got here . i have been waiting for over an hour

بالاخره اومدی. یک ساعت اینجا منتظرت بودم

امیدوارم این مقاله مورد پسند شما واقع شده باشد. همچنین شما دوستان عزیز می توانید با مراجعه به سایت ایران مترجم از دیگر مقالات سایت بهره مند شوید.این سایت همچنین با به کارگیری از باتجربه ترین و متخصص ترین مترجمان ایران بهترین خدمات ترجمه را ارائه می دهد.

 


آدرس : البرز - فردیس - کانال غربی - خیابان تابان - کوچه یاس 2 - ساختمان چکاوک - واحد 6
0263-6547306
Copyright © 2016, ierfan/Ehsan Designed by Infinity Web Design